مهربان خدایم سلام. آمدم از این آدم هایت گله و شکایت کنم بسیار... برای کار موقت میگویند آشنایت کیست؟باید آشنایی را معرفی کنی چون تحقیقات می روند! کاش گفته بودم آشنایم خداست... اما زبانم نچرخیدو قاصر ماند در بزرگی ات. برای کار یک روزه ملزومات از خودت می خواهند وگرنه نمیتوانی کاری کنی! وگرنه هیچ و پوچی خداوندا بر تمامی این روزها گله وشکایتم را به سوی تو می آورم...
برچسب: نویسنده: زهرا رحیمی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 14:22
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
برچسب: نویسنده: زهرا رحیمی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 14:22
خدایا دلم گرفته نکند نفر بعد من باشم اما با دستی خالی؟!
خداجان دست خالی مرا به سوی خودت دعوت مکن؛ بگذار دست پر بیایم...
بگذار کربلایی شوم و ناکام نمانم بگذار در کربلا سر برسجده بسویت بشتابم خداااااجانم
برچسب: نویسنده: زهرا رحیمی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 14:22
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
برچسب: نویسنده: زهرا رحیمی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 14:22
دلم میخواد سرمو بغل بگیری وبگی نگران نباش
برچسب: نویسنده: زهرا رحیمی تاريخ: دوشنبه 9 مرداد 1396 ساعت: 14:22